دكتر عقيقى بخشايشي

1762

چهارده نور پاك ( فارسي )

حديثى است كه حجم بيشتر آن را روايات منقوله از آن بزرگوار تشكيل مىدهد از اينرو به نام آن امام همام ( عليه السلام ) شهرت يافته است در اين كتاب روايى احاديث قوى وضعيف و اسرائيليات نيز رخنه نموده است و نمى توان تمام آن را به امام ( عليه السلام ) مستند دانست در اينجا به مناسبت روش تفسيرى اهل بيت ( عليه السلام ) را مى آوريم : شيوه تفاسير اهل بيت ( عليه السلام ) هنگامى كه به روش تفاسير اهل بيت ( عليه السلام ) نظر مى افكنيم در مى يابيم كه آنان در فهم دلالى آيات ، بر عرف عام تكيه مى كنند و از تأويلات دور از ذهن و نامتناسب ، با سياق عام و خاص آيات ، دورى مى گزينند و اين مطلب به آن معنى نيست كه هر كسى مىتواند قرآن را بر حسب آنچه از ظاهر آن مى فهمد تفسير كند بلكه مراد و مقصود آيات در آنچه حروف والفاظ آنها دلالت مىكند منحصر نيست . و لزوما بايد نكات و امور ديگرى نيز مد نظر قرار گيرد كه چه بسا از نظر ما پوشيده و مخفى است براى دانستن آنها به كسانى كه خداوند ، علم و معرفت را به آنان عنايت كرده است بايد مراجعه شود و اينان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) و اهل بيت ( عليه السلام ) اويند كه مصداق بارز قول حق تعالى هستند در آن شريفه كه مىفرمايد : * ( و ما يعلم تأويله إلا الراسخون في العلم ) * . ( 1 ) تفاسير اهل بيت ( عليه السلام ) ويژگى خاصى دارد و هر كس كه در اين دانش به پژوهش و بررسى بپردازد با آن برخورد مىكند و مى بيند كه اهل بيت ( عليه السلام ) بسيارى از آيات را به وجود خودشان تفسير مى كنند يا به ولايت و دوستى برگشت مى دهند و اين امر موجب آن شده است كه برخى اين تهمت را بزنند كه ائمه ( عليه السلام ) قصد داشتند كتاب اعتقادى از قرآن را فراهم سازند كه اختصاص به خود آنان داشته باشد . ليكن حقيقت ، خلاف آنست كه گفته اند زيرا تفسير آيه به خودشان يا به آنچه كه به آنان برگشت دارد از باب تطبيق مفاد آيه بر كاملترين فرد است و آنان بارزترين مصاديق به شمار مى آيند و اين امر مراد و مفهوم آيه را از مقصد عام خود بيرون نمى برد وفي المثل امام صاد ( عليه السلام ) هنگامى كه امت

--> 1 . آل عمران آيه 7 .